Sunday, July 16, 2006

بیانیه سازمان دمکراتیک – ضد امپریالیستی ایرانیان در انگلستان

دمکراسی انقلابی علیه دمکراسی رنگ پریده استحاله گران


اصلاح طلبان، استحاله گران، دشمنان امر رهائی کارگران و زحمتکشان، دشمنان انقلاب و تحولات انقلابی، این بار برای پیشبرد مقاصد ضد انقلابی خود، اکبر گنجی، از سردمداران گذشته رژیم جمهوری اسلامی را، وارد معرکه کرده اند. در شرایطی که جنبشهای دمکراتیک و ضد رژیمی توده های محروم و بپاخاسته در سر تا سر کشور، در حال اوجگیری و اعتلاست، در اوضاع و احوالی که کارگران ایران که ببرکت وجود رژیم ضد کارگری جمهوری اسلامی در نهایت فقر و مسکنت زندگی میکنند، با اعتصابها و اعتراضات گسترده خود، رژیم کشتار و جنایت را بستوه آورده اند، در حالیکه خیزشهای دمکراتیک خلقهای تحت ستم ملی هر روز شدت و حدت بیشتری پیدا میکند، اصلاح طلبان استحاله گر، ازقماش گنجی و سازگارا سخت به تکاپو افتاده اند تا در معیت تمام نیروهای سیاسی سازشکار و ضدانقلابی و در تبانی با قدرتهای سلطه گر امپریالیستی، جنبش پر خروش توده ها را از حرکت باز داشته و سلطه استبداد و سرمایه را همچنان پا بر جا، نگهدارند. گنجی در مانیفستها و "مکاشفات" عدیده خود، مخالفت همیشگی خود را با حرکتهای انقلابی توده ها و راه حل انقلابی برخورد با رژیم جنایتکار اسلامی اعلام داشته و از کارگران و توده های تحت ستم ایران میخواهد از طریق حرکتهای آرام مدنی و اعتراضات فرهنگی، در راه استقرار دمکراسی در ایران – دمکراسی مطلوب آزادی کشان و استثمارگران – فعالیت کنند. در ضمن اظهارات خود، گنجی که خود در ادوار گذشته در جنایات و تبه کاریهای رژیم ضد مردمی، مستقیما دست داشته است، از مردم بپاخاسته و خشمگین ایران، از کارگران، زحمتکشان، زنان و خلقهای تحت ستم ملی میخواهد جنایات و وحشیگریهای رژیم را ببخشند، اما فراموش نکنند. زهی خیال باطل!

اکبر گنجی تا آنجا پیش میرود که اظهار میدارد اگر تبه کاران وزارت اطلاعات رژیم نیز، دست از اعمال ننگین خود بردارند و بمردم به پیوندند، مردم باید این آدمکشان حرفه ای را بخشیده و با آنها دست دوستی و مودت بدهند. با این ترتیب اگر خامنه ای ها، رفسنجانیها و احمدی نژادها نیز از گذشته خود ببرند، در پیش مردم، جا خواهند داشت. آشکارتر از این نمیتوان بدفاع از جنایات و تبه کاریهای بدترین دشمنان آزادی و دمکراسی برخاست. تردیدی نیست که اکبر گنجی، با تمام حرافی هایش در زمینه دمکراسی و حقوق بشر، هدفی جز استحاله رژیم و حفظ سلطه استبداد و سرمایه، دنبال نمیکند. وقتی گنجی از توده ها میخواهد ببخشند اما فراموش نکنند، منظورش بخشیدن جنایات و تبه کاریهای تما م وحشی صفتانی است که در طول 28 سال گذشته، دست پلید خود را بخون هزاران تن از مبارزین و آزادیخواهان آغشته کرده اند.توده های تحت ستم چگونه میتوانند این جنایتکاران حرفه ای را ببخشند؟ آقای گنجی! کارگران و زحمتکشان ایران، مردم بپاخاسته و مبارز، نیروهای انقلابی، زنان ستمدیده، خلقهای تحت ستم ملی، هرگز این دشمنان بی امان امر آزادی و دمکراسی را نه خواهند بخشید و نه جنایات و وحشیگریهای آنها را فرموش خواهند کرد.

گنجی با برجسته کردن سه زندانی سیاسی و طرح این نظریه دروغین که در ایران تنها 50 زندانی سیاسی وجود دارد، بکمک رژیم کشتار و جنایت برخاسته و آشکارا نقض حقوق بشر در ایران تحت ستم کنونی را انکار میکند. گنجی در مانیفست های خود، از صدها بلکه هزاران زندانی سیاسی خلق آذربایجان که بدنبال تظاهرات وسیع میلیونی مردم بستوه آمده آن دیار در روزهای نخستین خردادماه، در زنداتها و سیاه چالها در معرض بدترین شکنجه ها قرار دارند، حرفی بمیان نمیآورد. گنجی فراموش میکند که هم اکنون بیش از صد تن از مبارزین خلق عرب ایران، در زندانهای رژیم بسر برده و برای 27 تن از آنها حکم اعدام، صادر شده است. گنجی از اعدام بیرحمانه گروههای کثیری از مبارزین خلق بلوچ، سخنی بمیان نمیاورد. گنجی از زندانیهای سیاسی بیشمار حرکتهای دمکراتیک در کردستان و از هزاران تن زندانی سیاسی متعلق بهمه خلقهای مبارز و بپاخاسته ایران صحبتی نمیکند.رژیم آدمکش جمهوری اسلامی در تمام دوران سلطه پوشالی خود، دشمن بی امان آزادی و دمکراسی بوده و در طول 28 سال گذشته زندانها و سیاه چالهای رژیم همواره مملو از مبارزین و آزادیخواهان بوده است. گنجی در اظهارات خود هیچ جا اشاره ای بقتل عام وحشیانه 18هزار زندانی سیاسی تابستان 67، نمیکند. او در رابطه با کشتار دهها هزار از انسانهای شریف و آزاده در طول 28 سال گذشته توسط آدمکشان جمهوری اسلامی، مهر سکوت بر لب نهاده است. گنجی حق دارد چنین فراموشکار باشد چون او خود، در شمار مجرمین علیه زندانیان سیاسی و انسانهای آرمان طلبی است که بجرم آزادیخواهی و دفاع از حقوق ستمدیدگان بچنگال دژخیمان رژیم افتاده بودند.

تضاد گنجی ها با رژیم جمهوری اسلامی چیزی جز تضاد بخشی از این رژیم علیه بخشهای دیگر نیست. دمکراسی گنجی ها چیزی جز عوامفریبی و تحکیم و تزيين پایه های اسارت توده های محروم و زحمتکش نمیباشد. تلاش گنجی ها تلاش در جهت حفظ و بقای سلطه سرمایه و استثمار است. تنها انقلاب توده ای میتواند کارگران و زحمتکشان ایران را از چنگ ظلم و استثمار نجات داده و مبشر آزادی و دمکراسی واقعی، باشد. دمکراسی گنجی ها دمکراسی دم بریده ای است که دقیقا در مقابله با اسقرار دمکراسی انقلابی در ایران، علم شده است. ایران کنونی، زندان تاریکی برای کارگران، زحمتکشان، زنان، خلقهای تحت ستم ملی و تمام انسانهای آزاد اندیش و شرافتمند میباشد. ویرانی این زندان مخوف، در گرو نابودی قهرآمیز رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی با تمام جناحها و دارودسته هایش بدست توده های محروم و زحمتکش میباشد. راه ویرانی کاخهای ظلم و استبداد، راه پایان دادن بستمدیدگی کارگران و زحمتکشان، راه تحولات فرهنگی کذايی، حرکتهای قلابی مدنی، انقلابهای مخملی، یاری طلبیدن از قدرتهای سلطه گر امپریالیستی، فریادهای دروغین سردادن در مدح و ثنای دمکراسی، در یک جمله، راه گنجی ها نیست. این راه، مقصدی جز تحکیم اسارت و بردگی زحمتکشان و بقا و دوام عمر استبداد و استثمار بدنبال ندارد. هدف نیروهای انقلابی، پاره کردن زنجیرهای اسارت و رهايی کارگران و زحمتکشان و زنان و خلقهای تحت ستم ملی و..... از چنگال ظلم و ستمدیدگی میباشد.

سازمان دمکراتیک – ضد امپریالیستی ایرانیان در انگلستان
تیرماه 1385