Monday, May 01, 2006

جبهه ملی ایران: روز جهانی کارگر


در حالیکه در سراسر جهان متمدن، دهها سال است که کارگران از حقوق کامل مدنی حق تشکل و حق اعتراض ازراه اعتصاب برخوردارند، حاکمیت جمهوری اسلامی که مدعی پشتیبانی ازطبقه "مستضعف" است، هنوز کارگران را که برای اعمال حق اعتراض به شرایط کاری خود دست به اعتصاب می زنند، مضروب می کند، به زندان می اندازد و از بازگشت به کار محروم می کند.

در حالیکه در بیشتر کشورهای متمدن جهان روز کارگر برای بزرگداشت جامعه کارگری که چرخ اقتصاد را بگردش در می آورند، تعطیل اعلام شده است، در جمهوری اسلامی به بهانه های مختلف و گاه نا مرتبط با فرهنگ و تاریخ ایران زمین تعطیل اعلام می کند، بجز برای روز کارگر.

در حالیکه ایران نخستین پایه گذار حقوق کارگری و بزرگداشت کارگران در جهان بوده، و در دو هزار و پانصد سال پیش، زمانی که در کشورهای دیگر با شلاق وبدون مزد از کارگران کار می کشیدند، پرداخت دستمزد کافی، زمان کار معین روزانه، داشتن تعطیلات وتامین خوراک متناسب بانوع کار و سن و جنسیت کارگر اعمال می شده است، زمانی که در دولت جبهه ملی مصدق برای نخستین بار در منطقه برخورداری از بیمه های اجتماعی برای کارگران برقرار گردید، جمهوری اسلامی اکنون کارگران ما را از حداقل دستمزد لازم برای یک زندگی آسوده و حداقل شرایط مناسب کاری محروم نگه داشته و از حق تشکل، اعتصاب واعتراض نیز محروم ساخته است. کمااینکه با اعتصاب کارگران اتوبوسرانی تهران در اعتراض به کمی دستمزد، با خشونت شدید برخورد شد، هنوز همه از زندان آزاد نشده اند و بیش از 160 نفر آنها از حق بازگشت به کار محروم شده اند. ما اعلام می کنیم که بی اعتنایی به نیازهای کارگران و کشاورزان کشور و خشونت نسبت به آنها باید به پایان برسد.

ازسوی دیگر، سیاستهای غلط اقتصادی جمهوری اسلامی، توسعه اقتصاد دلالی و ضدتولیدی، گسترش فرهنگ و حجم قاچاق، فساد حیرت انگیز، بذل و بخشش های خارجی بی دلیل، تنش آفرینی های بیمورد، انحصارگری دراقتصاد و درکنترل منابع مالی کشور و بی اعتنایی به نیازهای تولیدگران، باعث ورشکست و یا تعطیل شدن دائمی و مستمر کارخانه ها و کارگاههای تولیدی، رشد قراردادهای موقت خدمات انسانی و درنتیجه کاهش کیفیت وامنیت شغلی شده است. ما ازحاکمیت جمهوری اسلامی میخواهیم که هرچه زودتر به خواستهای زیر که حداقل نیازهای کارگر ایرانی است، تن در دهد:

- حق ایجاد اتحادیه، سندیکا و تشکل های کارگری.
- حق اعتصاب برای اعتراض به شرایط کار و دستمزد و خدمات رفاهی.
- برخورداری از حداقل دستمزد برای یک زندگی آبرومند.
- برخورداری از حقوق بیکاری برای دستکم شش ماه.
- برخورداری از بیمه درمانی برای خود و خانواده.
- برخورداری از مزایای طبقه بندی مشاغل.
- برخوداری از شرایط ایمنی در محیط کار.
- برخورداری از امنیت شغلی.
- برخورداری از امکانات سوادآموزی رایگان.
- برخورداری از امکانات بهبود و روزآمد سازی مهارت ها.
- برخورداری از مرخصی مناسب بارداری و پس از زایش، برای زنان کارگر.
- برابری دستمزد و مزایا برای زن مرد در شرایط مساوی.
- رسیدگی به نیازهای تولیدگران و کارآفرینان برای ایجاد شغل.
- کاربرد درآمد نفت برای ایجاد اشتغال، بجای هزینه های گزاف برای نهادهای جورواجور مذهبی و وابسته به انحصارگران حکومت.

جبهه ملی ایران در این برهه حساس و خطیر کنونی کشور به کارگران عزیز و ملت شرافتمند و بردبار ایران پیام میدهد که تنها با برقراری مردم سالاری و استقرار حاکمیت ملی است که می توان حقوق سیاسی و اجتماعی و صنفی خود را بدست آورد و پیشرفت، سربلندی و استقلال کشور را تضمین نمود.

جبهه ملی ایران

بیانیه / فراخوان ... در حمايت از حقوق همجنسگرايان و برای مقابله با هموفوبيا و پدوفيلی


از آنجا که

- سازمان بهداشت جهانی نيز در همخوانی با دستاوردهای علوم پزشکی و روانشناسی امروز اعلام کرده است، همجنسگرايی انحراف جنسی و يا روانی نيست بلکه نوعی گرايش جنسی طبيعی و عادی است که در نزد برخی از انسانها ديده میشود ؛

- همجنسگرايی صرفا در گرايش جنسی دو انسان نسبت به يكديگر خلاصه نمي شود ، بلكه نيازهاي روحي ، عشقی و عاطفی را نيز در بر مي گيرد؛

- همجنسگرايی ربطی به رنگ، نژاد، مذهب، مليت، وموقعيت اجتماعی ندارد و زنان و مردان همجنسگرا در همه جوامع انسانی و در تمام اقشار جامعه وجود دارند؛

- همجنسگرايی از مقوله بچه بازی ( پدوفيلی) نيست و این دو ربطی به هم ندارند. همجنسگرايی گرايش عاطفی و جنسی يک فرد بالغ به فرد بالغ ديگری است که بر اساس خواسته و علاقه دو طرفه و بدون زور و اجبار به برقراری رابطه با هم می پردازند. پدوفيلی رابطه جنسی با كودكان است كه میتواند از نوع همجنس يا جنس مخالف باشد و بايد عمل مجرمانه تلقی گردد؛

- سرکوب همجنسگرايان و ناديده گرفتن حقوق آنها در جوامع بسته و محروم از آزادی و دمکراسی ابعاد گسترده و بسيار غير انساني به خود مي گيرد؛

- در جوامع باز و دمکراتيك، بدليل وجود امكان روشنگري و تشكل براي همجنسگرايان و حاميان آنها در سطح جامعه و همچنين وجود پشتوانه ي قانوني و حقوقي، امكان نقض حقوق همجنسگرايان و نفي حضور اجتماعي آنان به حداقل مي رسد؛

- حقوق همجنسگرايان بخشی از حقوق بشر است و مدافعان حقوق بشر در جهان در فعاليتهای خود براي موضوع بی حقوقی همجنسگرايان و ستمی که بر آنها می رود جايگاه خاصی قائلند؛

- پذيرش حقوق همجنسگرايان در مسير طرد آن بخش از سنتها كه با حقوق بشر ناسازگارند، و در راستاي تضعيف ارزش های پدرسالار، امري بسيار مهم قلمداد مي شود؛

- حضور علني همجنسگرايان درکشورهای آزاد در كليه ي عرصه ها از هنر و ادبيات گرفته تا انديشه و سياست دال بر آن است که همجنسگرايان مي توانند سهم بسزايي در راه بهبود جامعه ي بشري در كليهي عرصه هاي حيات بشري بر عهده گيرند؛

- هموفوبيا بمعنی ترس، نفرت و گريز از همجنسگرايی و همجنسگرايان، و اجتناب از گشودن باب گفتگو در باره همجنسگرايی، تنها به افراد همجنسگرا آسيب نمی رساند بلکه به ماندگاری ارزشها و سنت های غلط و غير انساني ياري مي رساند.

ما امضاء کنندگان زير

- از برابری حقوقی همجنسگرايان دفاع کرده و خواستار لغو قانون مجازات همجنسگرايان در قوانين کشور هستيم.

- خواهان مبارزه قاطع با پديده بچهبازی ( پدوفيلی) از هر نوع آن ( سوء استفاده جنسي از پسران و دختران نابالغ) هستيم و به خصوص سوء استفاده جنسی از دختران نوجوان تحت عنوان ازدواجهای سنتی، شرعی يا قانونی را محكوم میكنيم.

- از همه هموطنان بخصوص فعالان حقوق بشر، گروههای فرهنگی، اجتماعی ، سياسی و شخصيتها می خواهيم که به ما بپيوندند و با موضع گيری صريح و علنی در اين باره مسئوليت و شهامت فرهنگی و مدني نشان داده و به روشن شدن افکار عمومی ياری رسانند.

- روز 17 ماه مه ( 27 اردیبهشت) روز جهانی مقابله با هموفوبيا است. ما از صاحبان وسايل ارتباط جمعی ايرانی در داخل و خارج کشور درخواست می کنيم که در اين روز به طرح وسيع موضوع همجنسگرايی و مسائل همجنسگرايان ايران پرداخته، راه را برای طرح جدی تر مسئله هموار سازند.


امضا كنندگان:

ويكتوريا آزاد (فعال سياسي) ، دكتر مژگان آموزگار (راديولوژيست)، شهرزاد ارشدي (عكاس و فيلمساز)، جواد اسديان (شاعر)، نسرين الماسي (روزنامه نگار)، شادي امين (فعال زنان)، گلناز امين (فعال زنان)، بهمن اميني (ناشر و روزنامه نگار)، خسرو باقرپور(شاعر و نويسنده)، دكتر حسين باقرزاده ( فعال سياسي و حقوق بشري)، بهروز به نژاد (اهل تئاتر)، دكتر اردوان بياني (حقوقدان)، نيلوفربيضايي(نمايشنامه نويس و كارگردان تئاتر)، روشنك بيگناه (شاعر)، دكتر ناصر پاكدامن (محقق و استاد دانشگاه)، فرزانه تاييدي (اهل تئاتر)، كيانوش توكلي (فعال سياسي و روزنامه نگار)، جهانشاه جاويد (روزنامه نگار)، بهرام چوبينه ( نويسنده وپژوهشگر)، نسيم خاكسار(نويسنده)، دكتراسماعيل خويي (شاعر)، محمود رفيع (فعال حقوق بشر)، فتحيه زركش يزدي (فعال سياسي و حقوق بشري)، اكبر سردوزامي (نويسنده)، نوشين شاهرخي (نويسنده)، شهلا شفيق (نويسنده و پژوهشگر)، ، پرهام شهرجردي (شاعر)، بهروز شيدا (نويسنده و منتقد)، دكتر فرزين طايفه (پزشك)، علي عبدالرضايي (شاعر)، دكتر سياوش عبقري (فعال سياسي و استاد دانشگاه)، دكتر شهلا عبقري (فعال سياسي و استاد دانشگاه)، ميرزا آقا عسگري (ماني) (شاعر)، اسد عليمحمدي (وبلاگ نويس)، سهيلا قدس طينت (نويسنده)، زيبا كرباسي (شاعر)، فرهنگ كسرايي (نويسنده و بازيگر تئاتر)، صمصام كشفي (شاعر)، شيما كلباسي (شاعر)، كورش گلنام (فعال سياسي)، ژيلا مساعد (شاعر)، شاهرخ مشكين قلم (رقصنده، بازيگرو كارگردان تئاتر)، اسفنديار منفردزاده (آهنگساز)، شكوه ميرزادگي (نويسنده)، رامين مولائي (فيلم پرداز)، حجت نارنجي (فعال سياسي)،، دكتر مسعود نقره كار (پزشك، نويسنده و پژوهشگر)، شهين نوايي (فعال زنان)، هادي يوسفي (فعال سياسي)


براي امضاي اين بيانيه مي توانيد به نشاني homayatazhamjensgrayan@yahoo.com پيام بفرستيد. ليست در تاريخ 3 ماي 2006 (برابر باچهارشنبه 13 ارديبهشت 1385) بسته خواهد شد